فدات بشم که این قدر خواستنی هستی
| ||||||||||||||||||||||
فقط برای ندا جانم
| ||||||||||||||||||||||
|
سلام ندا جانم خوبی؟ مگه نه ؟ خودت بهم قول دادی که خوب باشی. تو به خاطر من خوب باش . من هم به خاطر تو خوبم. من از حرفهای خودم پشیمونم . حرفهامو پس میگیرم. آخه حرفات مثل اینکه حقیقت نداشته و من از این بابت خوشحالم . چون در اون حالت از ناراحتی تمام میشدم. نگران هیچی نباش . با هم صحبت میکنیم . مشکلاتی که پیش اومده رو بر طرف میکنیم . ما با هم عهد بستیم . میتونیم . فقط کافی خودمون بخواهیم. فدای هق هق صدات . دوست ندارم صدای گریتو بشنوم مراقب خودت باش که خیلی برام مهمه . قربانت برم . تا فردا خدا نگهدار عزیزم . |
|
لحظه ها همیشه خواستن |
امشب تنهایم ،تنهای تنها
هییچکس کنارم نیست، بغض تمام وجودم را گرفته،دلم میخواهد گریه کنم اما با خودم مقابله میکنم،جلوی اشکهایم را گرفته ام،جایی را نمی بینم ،چشمم پر از اشک شده ،تمام جان و قلبم در یک زندان اسیر شده است.
افسوس حالا که باید بوئیدش گلم نیست.
شب ،هراس و ترس ،بغض، گریه شبانه ،حسرت، غصه را نمیخواهم اما گویا آنها بدون من تنهایند و تنهایی را دوست ندارند.
با قطره اشکی که نا خودآگاه از چشمم افتاد به تنهایی ستارگان فکر میکنم...
![]() |
![]() |

من همیشه شرمندتم
آخه تو چه قدر باید ناراحتی تحمل کنی عزیزم
خدا کنه لایقت باشم و همه اینا رو بهت جواب بدم
تو تنها امید منی
خیلی دوست دارم عزیزم
انشا ... ناراحتیهات بر طرف شه . میدونم که حق داری
همیشه تو حق داشتی . من همیشه شرمنده
خیلی دوست دارم عزیز دلم
به خدا میسپارمت
خدا نگهدار
|
سلام زیبای من خوبی مهربون ؟ الهی درد و بلات بخوره به جونم . الهی من قربونت برم ، نكنه ديگه ناراحت ببينمت . ميدوني كه طاقت ندارم ناراحتيتو ببينم ، پس ديگه نميخوام ناراحت بشي الكي . حيف نيست اون چشماي خوشگلت غم داشته باشه ؟ حيف نيست اون چهره ي زيبات با غم همراه شه ؟ الهي من فدات بشم نازنينم ، تورو جون من خودتو ديگه ناراحت نكن ، باشه عزيزم ؟ ميدونم كه قبول ميكني خوش زبونم ، پيشاپيش قربانت كه قبول كردي
|
|
|
خوبی نازنین ؟
سال جدید شده. یادته گفتی امسال تموم میشه و سال نو انشا ا... تموم مشکلاتمون بر طرف میشه
الا هم وقتش شده . خوشحالی مگه نه ؟ بگو که خوشحالم
عیدت مبارک عزیزم اگر چه نیستی اینجا
بدون که یادت همیشه تو قلبم هست پا بر جا

شب بود روشنایی نبود حتی ستاره ای در آسمان دیده نمی شد...
ناگهان نوری چشمان عالمیان را مجذوب خود نمود.
من نفهمیدم آن نور چیست و از کجا سرچشمه می گیرد ولی هر چه ثانیه ها می گذشتند آن نور خیره کننده تر می شد . کمی دقت کردم که ناگهان فرشتگان را در میان یافتم.